تبليغاتX
تنها برای تو میتویسم ...

عزیزانی که مایلند در روی بیماری هایشان فرادرمانی انجام شود (شامل کلیه بیماری ها)

میتوانید با شماره تلفن  زیر تماس حاصل فرمایید تا به صورت رایگان درمان صورت بگیرد.

 

 

 

  تمام ساعت ها :

0912.1936029

+ نوشته شده در سه شنبه 30 بهمن1386ساعت 23:23 توسط بردیا |


به نام بي نام او

  

سوشیانت عازمی خواه

 

در تنهايي خود نشسته و چون ايام قديم با خواجوي شيراز انس گرفته بودم : 

             بود آيـــــا كه در ميكده ها بگـــــشايند              گره از كــــار فـــــــــرو بسته ما بگشايند

             اگـــــر از بهر دل زاهد خود بين بستند              دل قـــــــــوي دار كه از بهر خدا بگشايند

             بـــــه صفاي دل رندان صبوحي زدگان              بــــــس در بسته به مفتاح دعا بگشايند

             گيسوي چنگ ببرْيد به مرگ مي ناب               تا حريفان همه خون از م‍ژه ها بگشايند

             در مــــــــيخانه ببستند خدايا مپسند               كه در خــــــــانه ي تزويـــر و ريا بگشايند 

در اين ميان ، چشمهايم مرا تنها نمي گذاشتند و براي خالي نبودن عريضه ، كاغذهايم را نمناك مي

كردند و كار نوشتن را مشكل . در اين انديشه ها بودم كه خواب بر من چيره شد ...

*******

يار ما زيبا و خندان و استوار مثل هميشه ، ايستاده بود . جلو رفتم و احوالپرسي كردم .

گفتم : ياران دلتنگِ ميِ عشق هستند .

يار ما گفت : ميكده بسته است اما ميِ عشق كه جاري است . بگو پياله ها را بر سر گيرند .

-    چگونه ؟ 

-   در ارتباطي ويژه ، همه مردم دنيا در هر جا و هر ساعتي كه بخواهند مي توانند جام تهي

 

   خود را از عشق پر كنند و از فيض الهي بهره مند شوند . 

-   يعني ... 

-   بله ، همان چيزي كه قبلا مي گفتم  . 

-    پس به نوعي مكان و زمان منزلت خود را از دست داده است ؟ 

-   البته بهترست بگوييم همه ي مكان ها و زمان ها منزلت يكسان پيدا كرده اند و يا به تعبيري

 

نوتر به لامكاني و لازماني نزديك مي شويم . 

-  پس ميكده ي عشق جهاني شده است ؟ 

-  آري . حتي كساني كه تا كنون لب بر پيمانه نزده اند نيز مي توانند مزمزه كنند . البته يادمان

 

نرود كه اشتياق شرط لازم است .        

-  اما ياران دلشان براي اين مكان تنگ شده است ؟ 

- ما با ذهن اشتراكي در فضايي به وسعت جهان هستي كنار هم حلقه مي زنيم و از رحمانيت

 

عام الهي مدد مي گيريم . 

- بسيار با شكوه است اما درد اين جاست كه همه ي ما با خدا ، خود ، جهان هستي و ديگران در

 

اين مكان به آشتي رسيده ايم . معناي واقعي اسلام را فهميده ايم . آيينه عاشورا را نگريسته ايم

 

و بالاخره از همه مهمتر در اين مكان عاشق شده ايم . گاهي فكر مي كنم حرف از خدا زدن چه

 

بهاي سنگيني دارد .  

-  همانطور كه قبلا گفتم هر انديشه نويي بهاي طراوت خود را بايد پرداخت كند و اين قانون است

 

اما نمي شود آن را در زير خاك ظلم و ستم مدفون كرد چون توان بالقوه بارور شدن دارد و همه جا

 

را در بر مي گيرد . 

و من در پس نگاه يار ما ، اقيانوس خروشاني مي ديدم كه مي غرد و عشق را با امواج بلند

 

خود به همه سو مي كشاند و با ندايي در سرم از خواب پريدم : 

سالها دل طلب جام جـــــم از ما مـــــــــي كرد        و آنچه خود داشت ز بيگانه تمنا مي كرد

 

گوهري كز صدف كون و مكان بـــــــــيرون است        طـــــــــلب از گمشدگان لب دريا مي كرد 

مـــــشكل خويش بر پير مغان بـــــــــردم دوش         كو به تـــــــــــاييد نظر حل معما مي كرد

 

ديدمـــش خـــــــــرم و خندان قدح باده بدست         واندر آن آيــينه صد گونه تماشا مي كرد 

گفتم اين جام جهان بين به تو كي داد حكيم          گفت آن روز كـــه اين گنبد مينا مي كرد 

بــــــــــــــــي دلي در همه احوال خدا با او بود          او نمي ديـــدش و از دور خدايا مي كرد 

اين همه شعبده خويش كه مي كرد ايــــــنجا          سامري پـــيش عصا و يد بيضا مي كرد 

گفت آن يار كزو گـــــــــشـــــــــت سرِ دار بلند          جرمش اين بود كه اسرار هويدا مي كرد 

فــــــيــــــــض روح الـــــقدس ار باز مدد فرمايد           ديگران هم بكنند آنچه مسيحا مي كرد

گفتمش سلسله زلف بتان از پي چيست 

گـــــــفت حافظ گله اي از دل شيدا مي كرد

برگرفته از سایت عرفان حلقه:

www.interuniversal.persianblog.ir

+ نوشته شده در شنبه 27 بهمن1386ساعت 0:32 توسط بردیا |


+ نوشته شده در شنبه 27 بهمن1386ساعت 0:19 توسط بردیا |


لحظه ديدار

لحظه ديدار نزديك است

باز من ديوانه ام مستم

باز مي لرزد دلم دستم

باز گويي در هواي ديگري هستم

 

هاي! مپريشي صفاي زلفكم را باد!

هاي! مخراشي به غفلت گونه ام را تيغ!

آبرويم را نريزي دل!

لحظه ديدار نزديك است...

 نویسنده : سروش عازمی خواه

+ نوشته شده در جمعه 19 بهمن1386ساعت 16:30 توسط بردیا |


توجه!                                                     توجه!

                               >>>     حلقه ارتباط ویژه    <<<

ارتباط وي‍ژه

با سلام

ارتباط ویژه ۲۴ ساعته شد

حتما بخوانید

   http://216-interuniversal.persianblog.ir

دوستان عرفان حلقه براي ساختن بمب گوگلي از اين لينك، لطفا همين لينك بالا را در صفحات خود

قرار دهيد

+ نوشته شده در سه شنبه 16 بهمن1386ساعت 0:18 توسط بردیا |


ارتباط وي‍ژه

با سلام

ارتباط ویژه ۲۴ ساعته شد

حتما بخوانید

   http://216-interuniversal.persianblog.ir

دوستان عرفان حلقه براي ساختن بمب گوگلي از اين لينك، لطفا همين لينك بالا را در صفحات خود

قرار دهيد

+ نوشته شده در شنبه 13 بهمن1386ساعت 23:17 توسط بردیا |


« اصل وحدت راه »

 

آشنايي با شعور كيهاني و مشاهده عملي نحوه كار اين هوشمندي و تحولات خارق العاده پيش آمده ناشي از اتصال و ارتباط با آن و انجام فعاليت‌هاي مثبت و انساني در اين رابطه، ما را هر روز بيشتر از پيش با اين پديده عجيب و شگفت انگيز الهي، آشنا ساخته و به درك وحدت حاكم بر جهان هستي، نزديكتر ساخته است. همان وحدتي كه همه اجزا ء جهان هستي را به يكديگر پيوند داده و نداي تن واحده بودن آن را، به گوش جان‌هاي بيدار و آگاه، در هر لحظه فرياد می‌زند:


اين همه عكس مي و نقش مخالف كه نمود       يك فروغ رخ ساقي است، كه در جام افتاد

(حافظ)

پيامي كه ما به فراتر از مرزهاي تفكرات و انديشه‌هاي انساني هدايت نموده و در بالاترين مرتبه فكري و بينشي قرار داده و به اين فراز و مرتبه از آگاهي رسانيده است كه نه تنها بني آدم اعضاي يك پيكرند بلكه:


جهان هستي همه، يك پيكر است        كه در آفرينش، ز يك گوهر است

 

و با اين نگرش، ما وسعت ديد و انديشه خود را نه تنها از مرز‌هاي قومي، قبيله‌اي، ملي (ناسيونال)، نژادي و حتي جهاني (اينترناسيونال) گسترش داده بلكه دامنه تفكرات، درك و بينش خود را معطوف به همه جهان هستي (اينتريونيورسال) نموده و اعتفاد داريم كه بدون درك جهان هستي و هوشمندي حاكم بر آن، انسان همواره در كثرت و سرگشتگي به سر برده و همه راه‌هاي مقابل او، بسته خواهد بود.
 

اين درك عميق، به دنبال آشنايي عملي با شعور الهي يا همان هوشمندي حاكم بر جهان هستي، پيش آمده است و اين هوشمندي و شعور (وسيله)‌، ما را به وحدت جهان هستي (هدف) و از طريق وحدت راه (مسير) هدايت نموده است. شرط اساسي رسيدن به وحدت ايجاب می‌كند كه همه عوامل در برگيرنده و تعريف كننده آن، خود نيز در وحدت باشند و از اينجا می‌توان پي برد كه نمی‌شود در كثرت راه بود و به وحدت رسيد. يعني فرد نمی‌تواند با در هم آميختن چندين راه مختلف به وحدت برسد. زيرا ممكن است راه‌هاي انتخاب شده از نظر چهار چوب‌هاي اجرايي و تجزيه و تحليلهاي لازمه، با يكديگر در تضاد باشند وليكن همگي آنها، هدف مشتركي را دنبال كنند.
 

هر چند كه راه‌هاي رسيدن به اين وحدت، متعدد است و به تعداد نفوس انسان‌ها می‌تواند راه‌هاي مختلف وجود داشته باشد وليكن هر راه به تنهايي، بايستي در وحدت كامل باشد. راه در كثرت خود كثرت آفريده و به دنبال آن اغتشاش و سرگرداني بوجود می‌آورد. مثلا براي منظوري خاص ممكن است در مكتب‌هايي از ذكر و مانترا استفاده شود در حالي كه براي همان منظور در مكتب ديگري (مكتب وحدت كيهاني) نه تنها ذكر و مانترا مورد استفاده قرار نگيرد، بلكه در صورت استفاده در اتصال به شبكه شعور كيهاني، ايجاد اختلال نيز بنمايد و همچنين مثلا در مكتب‌هايي، رياضت و سختي دادن به جسم،‌ گوشهگيري و تارك دنيا شدن، مورد استفاده قرار بگيرد در حالي كه در مكتب ديگري اين كار خطايي بزرگ محسوب شود كه البته در مكتب ما نيز چنين می‌باشد.
 

وحدت كيهاني، همان وحدت الهي است و روزي كه انسان به درك اين وحدت نائل شود و خود را با عالم هستي در يكتايي و همسويي ببيند، به مرز خدايي شدن و خدايي ديدن رسيده است زماني كه هر كجا روي نمايد فروغ رخ او را دريابد و به جز او را نبيند "رسد آدمي به جايي، كه بجز خدا نبيند" و در آنصورت به معناي: "قبلهام يك گل سرخ، جانمازم چشمه، مهرم نور،..." رسيده و چيزي جز تجلي الهي را در پيش رو نخواهيم ديد، و همچنين به عينيت "اينما تولوا فثم وجه الله" پي برده و به دنبال آن، ...
كعبه
ام بر لب آب، كعبه ام زير اقاقي‌هاست. كعبه
ام مثل نسيم می‌رود باغ به باغ، می‌رود شهر به شهر. حجرالاسود من، روشني باغچه است. (سهراب سپهري)
و در آن زمان متوجه خواهيم شد كه به هر سو نظاره كنيم، تجلي او را ديده و با ديدن تجليات او در واقع از ديدن اثر، پي به وجود صاحب اثر برده‌ايم.


روشن بنگر كه آفتاب است         آن نور كه خوانيش به مهتاب

(شاه نعمت الله ولی)

و از نظاره مهتاب، در حقيقت پي به وجود آفتاب برده‌ايم. آفتابي كه از خورشيد است، همان خورشيدي كه نمی‌توانيم به طور مستقيم، لحظه‌اي به آن نگاه كنيم و چشمان ما ياراي تحمل نور آن را ندارد.
 

در خاتمه ضمن دعوت به رعايت اصل وحدت راه، مبني بر خودداري از تلقين و تركيب راهها و شيوه‌هاي مختلف و همزمان يكديگر، و با در نظر گرفتن و مطالعه و بررسي نكات متضاد آنها، از سرگشتگي خود و ديگران جلوگيري نموده و در نتيجه از به‌همريختگي‌هاي بعدي نيز كه به كرات مشاهده گرديده است، جلوگيري شود و فراموش نكنيم كه هدف نهايي، رسيدن به وحدت كيهاني، از طريق آشنايي عملي با "شعور الهي" می‌باشد و تمام فعاليت‌هاي افراد می‌بايستي با در نظر گرفتن اين هدف صورت بگيرد و در غير اين صورت، اين فعاليت‌هاي فاقد ارزش‌هاي لازم معنوي و عرفاني بوده و صرفاً در جهت رشد منيت، معركهگيري و خودنمايي تلقي خواهد گرديد.
 

 

با اميد به درك وحدت جهان هستي
محـمدعلی طاهـری

+ نوشته شده در جمعه 12 بهمن1386ساعت 23:17 توسط بردیا |


« آشنايی با فرادرمانی »

 

فرادرماني شاخه‌ای از درمانهاي مكمل می‌باشد و ماهيتي كاملاً عرفانی داشته، زير مجموعه‌ای از عرفان کیهانی (حلقه) به شمار می‌آید (بنيانگذاري شده توسط استاد محمدعلي طاهری - منطبق بر عرفان ایران). در اين شاخه‌ی درماني، بيمار توسط فرادرمانگر به شبكه شعور كيهانی (شبكه آگاهی و هوشمندی حاكم بر جهان هستي، روح القدس) متصل شده و ضمن ارايه اطلاعاتی از نحوه اتصال خود، از طريق گرم شدن، سرد شدن، درد گرفتن، تير كشيدن، ضربان زدن، تشنج و... اعضاي معيوب و تنش‌دار بدن او مشخص شده و با حذف علايم، روند درمان آغاز می‌شود.
 

نام فرادرماني از آنجا بر روي اين شاخه گذارده شده است كه از نوعی نگرش به نام فراكل نگري ناشي شده است. در اين نگرش به انسان، به وسعت و عظمت جهان هستي نگاه می‌شود نه صرفاً مشتي گوشت و پوست و استخوان.

جهان انسان شد و انسان جهاني         از اين پـاكيــزه تـر نـبود كــلامــي

 

در این نگرش، انسان مجموعه‌ای است از جسم، روان، ذهن و کالبدهای متعدد دیگر، مبدل‌های انرژی مختلف (چاکراها) کانال‌های محدود و مسدود انرژی (کانال‌های مطروحه در طب سوزنی)، حوزه‌های مختلف انرژی پولاریتی بدن، حوزه‌ی بیوپلاسما، شعور سلولی، فرکانس مولکولی... و بی‌نهایت اجزای تشکیل دهنده‌ی ناشناخته‌ی دیگر.

در این مکتب عرفانی برای درمان انسان، به همه‌ی اجزای وجودی او توجه شده و کل وجود، به طور همزمان در ارتباط با شبکه شعور کیهانی قرار می‌گیرد تا با صلاحدید و هوشمندی آن، نسبت به رفع اختلال در اجزای مختلف، کارهای فرادرمانی لازم، توسط شبکه روی بیمار صورت گرفته و مراحل درمان را طی کند.

بنابراین، از این دیدگاه، براي درمان همه نوع بيماري می‌توان از اتصال به شبکه شعور کیهانی كمك گرفت و فرادرمانگر اجازه ندارد که هیچ نوع از انواع بیماری‌ها را غیرقابل علاج بداند، زيرا برای شعور و هوشمندی کیهانی هر نوع اصلاح و رفع هر اختلالی در بدن امکان‌پذیر می‌باشد.

 

توضیح اینکه شبكه شعور كيهاني، مجموعه هوش و خرد و يا آگاهي حاكم بر جهان هستي است كه به آن آگاهي نيز گفته می‌شود و یکی از سه عنصر موجود در جهان هستی می‌باشد. نظر به اينكه آگاهي نه ماده است و نه انرژي، بنابراين بعد زمان و مكان بر آن نيز حاكم نبوده و درمان به كمك اين شبكه از راه دور و نزديك امكان‌پذير است. همچنين فاقد كميت بوده و قابل اندازه‌گيري نيست و همان گونه كه ذكر شد، فقط با ايجاد انگيزش‌هايي در بدن بيمار، نقطه‌ی اثر آن آشكار می‌شود. بنابراين، درمانگر نمی‌تواند از بابت قدرت آن، چيزي را به خود نسبت دهد.

سه عنصر تشکیل دهنده جهان هستی عبارتند از: ماده، انرژی و آگاهی.

 

نکته‌ی مهم در این مکتب این است که بر خلاف خیلی از روش‌ها، درمان توسط درمانگر انجام نشده بلکه از طریق اتصال به شبکه شعور کیهانی صورت می‌گیرد و درمانگر صرفاً نقش یک واسطه را بازی می‌کند تا حلقه‌ای به نام حلقه‌ی وحدت - حبل الله (که حلقه‌ی بسیار هوشمندی می‌باشد؛) تشکیل شود. سعدی در مورد این حلقه چنین می‌گوید:

سلسله‌ی موی دوسـت، حلقه‌ی دام بلاســت       هرکه در این حلقه نیست، فارغ از این ماجراست
 

شرط اساسی برای نتیجه گرفتن از فرادرمانی، حضور بی‌طرفانه در این حلقه می‌باشد، درست مانند یک شاهد و نظاره‌گر و نیازی به داشتن اعتقاد و ایمان نیست و خارج بودن از این حلقه نیز، به معنی محروم بودن از فیض این حلقه می‌باشد.
با توضیح فوق مشخص می‌شود که فرادرمانی به انرژی و مهارت درمانگر بستگی نداشته و نیازی به داشتن استعداد و قدرت و انرژی خاصی نمی‌باشد، بلکه درمان، توسط هوشی بسیار برتر هدایت می‌شود و قابلیت‌های فردی تاثیری در انجام آن ندارد. در نتیجه، فرادرمانگر نیز دچار هیچ نوع عارضه‌ای مانند خستگی و تحلیل جسمی نمی‌شود و نیازی به جبران انرژی از طبیعت و غیره را نخواهد داشت. در ضمن وجود لایه‌ی محافظ فرادرمانگر را از خطر تشعشع شعور معیوب سلولی و سایر تشعشعات منفی بیمار و همچنین از تداخل موجودات غیر ارگانیک، محافظت می‌کند.
 

نکته‌ی مهم دیگر در این مکتب این است که شخص با سعی و کوشش و تلاش خود درمانگر نمی‌شود بلکه اجازه‌ی درمانگری و تجهیز به لایه‌ی محافظ، پس از مکتوب نمودن سوگندنامه به او تفویض می‌شود.

به سعی خود نتوان برد پی به گوهر مقصود       خیــال بـود که این کــار، بی حـواله بـود

(حافظ)

در این مکتب، فرد از تمام توانایی‌ها و قابلیت‌های فردی کاملاً خلع سلاح شده و بدون داشتن هیچ گونه وسیله و روشی که بتواند آن را به خود نسبت دهد، (پس از تفویض اتصال و لایه محافظ به درمانگر،) اقدام به درمانگری می‌نماید و در این راستا برای درمان و درمانگری از هیچ نوع تمرکز، تصور و تخیل، ذکر و مانترا، ترسیم سمبل، تلقین و روش‌های خود هیپنوتیزم و... استفاده نمی‌شود.

همچنین در این مکتب اعتقاد بر این است که انسان در این رابطه می‌تواند از توانمندی‌های معنوی بسیار زیادی برخوردار باشد که توان فرادرمانگری یکی از آن‌ها است و از این اتصال می‌توان در شناخت گنج‌های درونی بهره برداری نموده و به روشن بینی (که به معنای روشن دیدن و اشراق، رسیدن به وضوح، فهم و درک روشن از جهان هستی می‌باشد،) رسیده و زمینه‌ی ارتقاء روح فردی و جمعی جامعه را فراهم نماید و این خود می‌تواند باعث اعتلای انسان شده و از درد و رنج او بکاهد. زیرا درد و بیماری شایسته‌ی انسان، (همان اشرف مخلوقاتی که خداوند برای خلق او به خود تبریک گفت،) نیست و تلاش برای رهایی از درد و رنج و خفت و خواری، نه تنها کارمایی(عکس العمل منفی) برای او به وجود نمی‌آورد، بلکه جزء رسالت انسان نیز می‌باشد؛ خصوصاً این که علت برخی از دردها و بیماری‌ها صرفاً ناشی از طرز فکر و بینش‌های غلط او می‌باشد.

درمان به عنوان یک روش عرفانی، در راه رسانیدن درمانگر به اهداف زیر، مورد استفاده قرار می‌گیرد:

  • شناسایی و آشنایی عملی با هوشمندی و شعور الهی،

  • شناختن گنج درون و رسیدن به دانش کمال،

  • رهایی از گرفتاری در خویشتن،

  • خدمت به خلق و آشنایی با عبادت عملی و امکان تحقق بخشیدن به آن.

 

فرادرمانی برای بیمار نیز به عنوان یک حرکت عرفانی برای متحول نمودن او به کار گرفته می‌شود. زیرا، در این مکتب شفای جسم بدون تحولات مثبت درونی، فاقد ارزشهای لازم می‌باشد و اتصال بیمار به شبکه شعور الهی، توجه او را به منبعی هوشمند جلب نموده و او را به حقیقتی شگرف آشنا می‌کند که به دنبال آن، زمینه‌ی ایجاد تحولات درونی او را فراهم می‌سازد.

ساقیا بده جامـی، زان شراب روحانـی          تا دمی بیاسایم، زین حجاب جسمانی

(شیخ بهایی)

نکته‌ی خیلی مهم: سن، جنسیت، ملیت، میزان تحصیلات، مطالعات، تعالیم و تجارب عرفانی و فکری، استعداد و لیاقتهای فردی و... همچنین نحوه و نوع تغذیه، ورزش، ریاضت و... در کار با شبکه شعور کیهانی هیچ گونه تاثیری ندارند. زیرا، این اتصال و برخورداری از مدد آن، فیض و رحمت عام الهی بوده که بدون استثنا شامل حال همه‌ی انسان‌ها می‌باشد.

بیا که دوش به مستی، سروش عالم غیب         نویـد داد که عـام است،‌ فیــض رحـمــت او

(حافظ)

+ نوشته شده در جمعه 12 بهمن1386ساعت 23:6 توسط بردیا |


به نام بی نام او

حسین اورنگ

 

             در حــــــــلقه رحمت خدا غوطه وریم                     اما بــــه خدا که از خدا بی خبریم

             باید که بسوزیم چو طاهر شب و روز                     باشد که دمی راه به جایی ببریم

  

بر گرفته از سایت رسمی عرفان حلقه:

www.interuniversal.persianblog.ir

+ نوشته شده در جمعه 12 بهمن1386ساعت 23:2 توسط بردیا |


به نام بی نام او

((تقدیم به استاد عشق))

 

رنج نیست! دست ما خالی نیست!

طاقتی طاق نیست !

قلب ما راهی نیست،راهی غربت و اندوه و سکوت!

سر ما بالا است،همه دست افشانیم.

همه شوقیم و سرور،همه وجدو افتخار!

همه شاگردی او کرده ایم مابسیار !

این همه مفتخریم،راه او را رفته ایم

راه طاهر صفتی  ، "طاهری" نام رفته ایم

راه عشقی افزون،

راه استاد کمال،

راه استادی عشق !

راه با هم بودن،

راه پروانگی و عاشقی و بی پروایی !

راه طاهر صفتی که وجودش نور است.

 

 

+ نوشته شده در چهارشنبه 10 بهمن1386ساعت 15:48 توسط بردیا |


بيانيه

اعلام موجودیت کميته پزشکی عرفان کیهانی

و کمیته های وابسته

 

بسم الله الرحمن الرحیم

با هدف اعتلای عرفــان اسلامی که بر مبنای نگاه کیفی به جهان هســــتی است و تاثـیر آن در متن

 

زندگی انسان و درک حس حضور در پیشگاه خداوند تبارک و تعالی و تسلیم در برابر او ،که عــلاوه بر

 

اثرات بی شمار معنوی و زمینه سازی برای رشد و تعالی شخصیت انسانی که از اهداف عالیه ادیان

 

الهی و دین مبین اسلام است، عرفان در درمان بیماری های جسم و روح و سلامت آنــــها به عنوان

 

بستر کمال، نقش موثر و تعیین کننده ای را ایفا می کند.ازآنجاکه این امر در عرفان کیـــــهانی(حلقه)

 

تحقق یافته و به اثبات رسیده است ضرورت داشت تابامبانی علمی وپزشکی روز دنیا نیز بـــه اثبات

 

برسد.

بنابراین کمیته پزشکی موسسه عرفان کیهانی باهدف تحقق اهداف عالی این موضوع و تبیین نقش

 

آفرینی عرفان در درمان و درمانگری با حضور پزشکان، روانشناسان و پیراپـــزشکان در قالب واحد های

 

چهارگانه آن تشکیل گردید. در این راستا به منظور علمی کـــــردن و ثبت مبانی تحقیقاتی فرادرمانی،

 

واحد تحقیقات بالینی کمیته پزشـکی عـرفان کیهانی، بر اســـــاس تحقق اهداف ذیل آغاز به کار می

 

کند.

            ۱ - تـبیین اهمیت تـــــحـــــــقیقات بالـــــــــیـــنی در روند شناخت جایگاه فرادرمانی در نظام

 

                 سلامت انسان و  جامعه.

۲- شناخت جایگاه تحقیقات بالینی در روند توسعه فرادرمانی.

۳- ایجاد مرکز (مراکز) تحقیقات بالینی (Clinical Trial) و بانـــــک مــتمرکز اطلاعات پزشکی (

 

Medical Record ).

۴- حفــظ ارتباط مستمر فرادرمانگران غیر پزشک با کادر متخصص پزشکی (علمی و تخصصی)

 

و موسسه عرفان کیهانی و فرادرمانی درایران.

۵- فـــراهم نمودن امکان حضور پزشکان ، مـــــــتخصصین و محققین دانشگاهی ایران و سایر

 

کـشورها و دسترسی اصولی به منابع و اطلاعات پزشکی جهت تحقیق پیرامون فرادرمانی و

 

موضوعات وابسته.

۶- ارایۀ پــــــروپـــــــوزال های عــلمی تخصصی پیرامون فرادرمانی به عنوان یک رشته CAM و

 

انتشار مقالات در مجلات معتبر داخلی وخارجی.

۷- برقراری ارتباط علمی تخــــــصـــــــصی با مجامع پزشکی و علمی جهان در تبادل استاد و

 

دانشجو.

۸- تهیه ساز و کار جهانی شدن فرادرمانی.

۹- تجربی شــــــدن و قـــــابل استحصال گردیدن نتایج حاصله از فرادرمانی در قالب تحقیقات

 

پزشکی رایج جهانی.

                                                                                محمدعلی طاهری

                                                               بنیانگذارعرفان کیهانی (حلقه) و فرادرمانی

             

+ نوشته شده در جمعه 5 بهمن1386ساعت 23:26 توسط بردیا |