به نام بی نام او سید حسن موسوی مدتهاست که نیروهای مسلح از موسیقی استفاده میکنند ولی استفاده از آن در بازجوییها قدمت زیادی ندارد. «جان رانسن» روزنامهنگار در کتابش، «مردانی که خیره به گوسفندان مینگرند»، ریشههای این تکنیک را در فعالیتهای نظامی دهه 1970 مییابد. در کتابچههای راهنمای نظامی این دوره توصیه شده بود که «موسیقی بومی با ترانههایی درباره صلح» پخش شود و از آن به عنوان ابزاری برای بیانگیزه کردن دشمنان آمریکا استفاده شود. این راهبرد سرآغازی بود برای تهدیدها و تجاوزهای صوتی امروزی، یکی از آشناترین نمونهها، عملیاتی بود که در سال 1989 انجام شد و در خلال آن سربازان آمریکایی سفارت پاپ را محاصره کرده و سعی کردند با پخش موسیقی پرسر و صدا، ژنرال «نوریگا» را به تسلیم شدن وادار کنند. براساس گفتههای کسانی که پیش از این در نتیجه دخالت نظامی آمریکا در افغانستان و عراق و توسط مأموران این کشور بازداشت شدهاند، در بازجوییهای آنها از موسیقی بهعنوان ابزاری برای پیشبرد بازجوییها استفاده میشد. براساس مدارک موجود، انتخاب آهنگها طبیعتاً روند چندان پیچیدهای نداشته است. روزنامهنگار نیویورکی، «جاستین شراک» با سربازان آمریکایی بازگشته از جنگ مصاحبه کرد. موضوع این مصاحبهها تجربیات روزمره آنها بوده است. براساس گفتههای این سربازان، افسران ارشد وظیفه انتخاب آهنگها را بر عهده نداشتهاند و ظاهراً سربازان با استفاده از آرشیو شخصی خودشان و براساس برنامهریزی «تأثیرگذاری محیطی» ترانههایی را برای بازداشتشدگان پخش میکردهاند. این برنامهریزی که با عناوین «شکنجه بدون تماس فیزیکی» و «شکنجه سفید» نیز توصیف شده است به تلاش برای متقاعد کردن مظنونها، بدون تماس فیزیکی قابل تشخیص، اطلاق میشود................. نکته عجیب درباره پخش این ترانه ها در گوانتانامو ,افغانستان و عراق , که همه از آن آگاه هستند, این است که این موضوع اغلب بی اهمیت دانسته می شود روزنا مه همشهری : سه شنبه 29مرداد87 (برگرفته از بی بی سی نیوز ژوئیه 2008) [برگرفته از سایت رسمی عرفان حلقه]
+ نوشته شده در جمعه 15 شهریور1387ساعت 18:49 توسط بردیا |
به نام بی نام او
بردیا حبیبی
از زبان هوشمندی !
تن تو بیت الله است
وحریمش زیباست
اثر انگشت تو،
اثر انگشت خداست!
تو پر از ابهامی
چشم براهه قطره ای اشراقی
تو پر از جنحالی
گاه گاهی با خداوند سره دعوا داری!
به تو گفتند: ((لا تقرب هذه الشجره))!
اختیارت این بو که به دنیا آیی!
این تو بودی که خواستی جای هر کس، باشی !
تو همانی که رفتی ،تا بیایی !
تو همانی که خواستی خداوند شوی !
آری نام تو "انسان" است !
جای تو جای خداست
پس تو برمیگردی
به همان خانه ی گرم پدری !
توهمانی ،تو همان "انسانی"...
+ نوشته شده در پنجشنبه 7 شهریور1387ساعت 22:5 توسط بردیا |